حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
196
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
ناميده و با اينحال ، آنها را ياران مغول خوانده است . آرى منطق ابن تيميه همواره چنين است . سرزمينهايى كه مغولها از آن گذشتند : در پژوهشى كه در مورد مكانهاى وقوع حوادث مربوط به مغولها و اسماعيليان داشتم ، از مناطقى كه مغولها به آنجا رفته بودند ، ديدار كردم . از جمله مقالاتى كه در مورد اين سلسله سفرهايم نگاشتهام ، مقالهاى است كه اينك به خاطر ارتباطش با وقايع و مكانهايى كه مورد بحث ما در اين كتاب است ، تقديم خوانندگان گرامى مىكنم : اينجا مكانى است كه پژواك جنگ ، علم و شعر ، با هم طنينانداز است و تو را متحير مىكند كه به كدام گوش كنى و به كجا دل ببندى . در اينجا در مقابل تو ، به همراه آن عالم زاهد ، تصوير جبار خونريزى خودنمايى مىكند كه با هم از گذشتههاى بسيار دور نظارهگرند . گذشتهاى كه در زمان واحد ، هم اندوه را در دل تو زنده مىكند و هم شادى را . در اينجا تو ميان همهء آنها سرگردان مىشوى و در ذهنت شاديها و غمها با يكديگر درگير مىشوند و چارهاى ندارى جز اينكه در همهء آنها غوطهور شده ، اينجا فرو روى و آنجا بالا آيى . گاه آه بكشى و گاه لبخند بزنى . چه سرزمين عجيبى است اين سرزمين كه به آن آمدهام و جان خود را در آن به رنج افكندهام تا حوادثى را كه صفحات كتاب براى من نقل كرده بودند ، بر روى زمين ببينم . مغولها ! چه وحشتناك است آنچه كه مغولها با مرز و بوم ما مسلمانان كردند . راهشان كجا بود و از كجا به سوى ما عبور كردند . چگونه است آن